خرید بک لینک
غزل مثنوی عاشوراییکوفه شهر خون آشام از سفر تو می آییکوچه پر عبیداله .... مستمر تو میاییاسبهایی که رم کرده مادیانها همه مستندنعلها چو تازه میکردند انقدر تو می آییمطلع غزل مسلم ..... روی بام سر میدادهر دو طفل چشمانش سوی در تو می آییذهن نخلها پر از ترس

برچسب: وعاشورای, نویسنده: ماهان پاکدل تاريخ: چهارشنبه 1 آذر 1396 ساعت: 13:44

باران می آیددروی احتراق چشمهایم باران میاید روی احتراق چشمهایمروی انبساط بغض هایمباران میاید در گلوی نیها میریزدصدای نستعلیق بارانآهوهارا مینویسدزیر ارسهاصخره ها شعر میخواننددر پژواک تگرگهاگاو ها مان می

برچسب: آیددروی,چشمهایم, نویسنده: ماهان پاکدل تاريخ: چهارشنبه 1 آذر 1396 ساعت: 13:44

صفحه بندی